تبليغاتX
باحاله یه سر بزن

باحاله یه سر بزن

یه وب برای بچه های با حال

تفاوت دختراو پسرا!!!!!(بازم بگید تو 5 مین حاضر می شید)

sweet-jokes.blogspot.com
این وسطا چی می شه؟؟؟؟؟
sweet-jokes.blogspot.com

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 23:39  توسط میلاد   | 

تصاویرنادراز 8 نوع حیوان عجیب الخلقه(البته با توضیحات ها)

+ نوشته شده در  جمعه 12 فروردین1390ساعت 17:8  توسط میلاد   | 

اگه راس می گی بزار اونم یه گاز از مماخت بگیره(آخ چه حالی می ده ببره فین کنه)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 فروردین1390ساعت 9:14  توسط میلاد   | 

قدیما اینجوری زن می گرفتن (چه فازی می ده)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 فروردین1390ساعت 9:11  توسط میلاد   | 

این نظر یکی از دوستان بود باحال بود گذاشتم شمام بخونید(واسه پست ضد دخترا)

۱.یه پسر خوب وسایل آرایشی خواهرشو برنمیداره که خودشو خوشکل کنه
۲.یه پسر خوب 4ساعت وقتشو جلو آینه نمیگذرونه تا موهاشو مث جوجه تیغی کنه
۳.یه پسر خوب تو ریش گذاشتن از بز تقلید نمیکنه
۴.یه پسر خوب از خودشو مث خانوما درنمیاره از ابرو گرفته تا مو
۵.یه پسر خوب مث تو پاشو تو کفش دخترا نمیکنه

 

تو پرانتز (جمله آخر منظورش این بود که من پسر خوبیم!!!)

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1390ساعت 20:59  توسط میلاد   | 

انقدر قشنگ بود دلم نیومد ادامه مطلبیش کنم کامل گذاشتم

 

در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند ، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند. و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست..

کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند. می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش رازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم .» آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود ، خود را کشت. هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است. کاش بجای سریال های سطحی از این داستان های غنی و اصیل ایرانی  ساخته میشد تا فرزندان کوروش منش و خوی اصیل ایرانی را بیاموزند

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1390ساعت 11:18  توسط میلاد   | 

می دونی داره به چی فک می کنه؟

داره به این فک می کنه که از ۱۰۰ تا بازدید کننده هر روز چرا فقط۳ نفر نظر می ذارن؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1390ساعت 11:13  توسط میلاد   | 

عید اومده!

ملت عیدتون مبارک

صد سال به پارسال(نمک ریختم)

یه سال پر از هیجان و شادی واسه تک تکتون آرزو می کنم.

یه جمله هم می گم که خودم بهش اعتقاد دارم:

زندگی خیلی قشنگو شاده اگه بخوایم خوبیا و قشنگیاشو ببینیم

سال خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 فروردین1390ساعت 1:46  توسط میلاد   | 

خیلی باحاله کلی خندیدم

خصوصیات آقا پسرها و دختر خانم ها از 14 تا 28 سالگی(طنزجالب)




سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن ، هر رو از بر تشخیص میدن! (اول بدبختی!)
سن
۱۵ سالگی: یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن! ... از قیافه ء خودشون بدشون میاد!
سن
۱۶ سالگی: توی این سن اصولا“ راه نمیرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن!
سن
۱۷ سالگی: یه کمی مثلا آدم می شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (یادش به خیر ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن
۱۸ سالگی: هر کی رو می بینن ، تا پس فردا عاشقش می شن! ... آخ آخ! آهنگهای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن
۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تیز میشن ، ابی گوش میدن!
سن
۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش میدن که نفهمن چی شده!
سن
۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن! (مثلا عاقل میشن!)
سن
۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال یه آدم حسابی می گردن!
سن
۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز می شن! (دیدشون عوض میشه!)
سن
۲۴ سالگی: نه! اون با یه نفر دیگه هم دوسته! اصلا“ لیاقت عشق منو نداشت!
سن
۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!
سن
۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار میدین غلامتون بشم؟!
سن
۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش!
سن
۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم!!!

خصوصیات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا میگن: مرسی خوبم!
سن
۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، میگن: علیک سلام! ... نقاشیشون بهتر میشه (بتونه کاری و رنگ آمیزی و ...!)
سن
۱۶ سالگی: یعنی یه عاشق واقعین! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن
۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ریزن! ... بهشون بی وفایی شده! ... (کوران حوادث!)
سن
۱۸ سالگی: دیگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن
۱۹ سالگی: از بی توجهی یه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست!
سن
۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو یه کور و کچلی می گیره! می دونم!
سن
۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن
۲۲ سالگی: خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن
۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن
۲۴ سالگی: زیاد مهم نیست که چه ریختیه یا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چیزایی که نرسیدیم برسونه!
سن
۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا دیگه هیچکی نمیاد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن
۲۶ سالگی: یه نفر میاد! ... همین خوبه! ... بــــــــــله!
سن
۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش!
سن
۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمیومدی!!
+ نوشته شده در  جمعه 27 اسفند1389ساعت 11:12  توسط میلاد   | 

اینم یه عکس از سونامی ژاپن

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 19:58  توسط میلاد   | 

اینم صرفا طنزه لطفا نزنید اگه برعکس راجع به پسرا هم پیدا شد بگید میزارم کنارش!!!

دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه
یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی کشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 19:56  توسط میلاد   | 

اینم با حال بود گفتم بذارم شمام ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 19:54  توسط میلاد   | 

مدل لباس مجلسی زنونه

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 19:47  توسط میلاد   | 

salam

سلام

 با عرض پوزش تعدادی از دوستان یه مقدار نفهم در دانشگاه ما لطف کردن از نبستن صفحه مدیریت وبلاگ سوء استفاده کردن، اون پست قبلی رو گذاشته بودند.

امید وارم سوء تفاهمی پیش نیومده باشه


+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 19:31  توسط میلاد   | 

تشخیص سلامت بدن با لباس‌های هوشمند

پژوهشگران آمریکایی و چینی اعلام نمودند که با بهره‌گیری از نانولوله‌های کربنی، یک قدم دیگر به تولید ساده و ارزان قیمت لباس هوشمند نزدیک شده‌اند. چنین لباسی خواهد توانست ضربان قلب و دیگر علائم حیاتی بدن را اندازه‌گیری کند و همچنین نشانه‌های مریضی بدن را تشخیص دهد. گزارش این تحقیقات در شماره 10 دسامبر مجله‌ی Nano Letters منتشر شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 8:26  توسط میلاد   |