تبليغاتX
باحاله یه سر بزن
باحاله یه سر بزن
یه وب برای بچه های با حال
به یک ترجیحا خانوم نیاز مندیم


 

خب کجا بوديم؟
آهان راستي جايي نبوديم همين الان اومديم!
خب... دوربين من کدوومه؟! اوووهووووم!‌
با عرض سلام به همه و بقيه‌!
همان‌طور که مي‌دانيد اين روز‌ها همه‌جا صحبت از اشتغال بانوان در اجتماع است و چنين موضوعي نقل همه مجالس است (البته همکاران اشاره مي‌کنند چرا خالي مي‌بندم. اين روز‌ها هيچ‌جا راجع به اين مسئله صحبت نشده!)
خيلي خب‌!‌ حالا چرا مي‌‌زنين. خودمون اين مسئله رو بحث روزش مي‌کنيم‌!
همان‌طوري که مي‌دانيد اشتغال بانوان در اجتماع به سه دسته نا‌مساوي تقسيم‌بندي مي‌شود‌!
دسته اول‌، دسته دوم و از همه مهم‌تر دسته سوم!‌
دسته اول شغل‌هايي هستند که خانم‌ها به خوبي و بهتر از آقايان از عهده آن بر‌مي‌آيند مثل زبونم لال گلاب به روتون خانه‌داري و نگهداري و تربيت فرزندان و آشپزي و ... (دور از جون شما البته‌!)
دسته دوم شغل‌هايي هستند که به طور مشترک هم آقايان وخانم‌ها از عهده آن بر‌مي‌آيند؛ که البته بنا به دلايلي نا‌معلوم و ناشناخته‌! معمولا در اين شغل‌ها خانم‌ها به آقايان ترجيح داده مي‌شوند.
دسته سوم هم شغل‌هايي هستند که عمرنات پتاسيم‌‌! خانم‌ها از پس آن بر‌نمي‌آيند؛ مثل قصاب و راننده کاميون! و... (به دليل نياز مبرمي که اين دسته مشاغل به سبيل دارند!)
البته راننده تاکسي از اين مسئله مستثني است و خانم‌هاي زيادي در اجتماع هستند که به اين شغل شريف مشغولند که از جمله آن‌ها دنيا خانم مي‌باشد! بزرگي در اين زمينه مي‌گويد: "‌وايسا دنيا‌! وايسا دنيا‌! من مي‌خوام پياده شم"! (فک کنم منظورش از بزرگ رضا صادقي باشه!‌)
البته فعاليت خانم‌ها فقط در همين سه جبهه خلاصه نمي‌شود. بلکه محل اصلي عرض اندام و به عبارت صحيح‌تر پوز‌زني اين قشر آسيب‌پذير و مظلوم‌! از آقايان، عرصه علم و دانش و کنکور و دانشگاه و از اين‌جور حرف‌ها است. به طوري که پيش‌بيني مي‌شود در آينده نه چندان دور نسل پسر‌هاي تحصيل کرده منقرض گردد.
ده سال بعد...
.
.
.
.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:57 |

یه شرح کامل از زندگی مرد غار نشین

سال زندگى مردعاشق درغار


مرد غارنشين كه ۴۶ سال قبل به خاطر ناكامى در عشق، سر به جنگل گذاشته همچنان ادامه زندگى در غار تاريك را به حضور در خانه روستايى و ميان مردم ترجيح مى دهد. ۲۰ سال بيشتر نداشت. با اين حال هر روز در مسير رفت و آمد دختر مورد علاقه اش مى نشست تا لحظه اى او را ببيند.اگر يك روز او را نمى ديد تا فردا خوابش نمى برد. چند بار از او خواستگارى كرد اما هر بار خانواده �نگار� به او جواب رد دادند.
با اين حال �عزيز� با ديدن دختر جوان ضربان قلبش تندتر مى شد و پاهايش قدرت حركت نداشت. اما يك روز هر چه منتظر ماند از او خبرى نشد. همزمان با غروب خورشيد، غمزده و بى روحيه به خانه برگشت. صبح به محض طلوع آفتاب سريع خود را به نزديك خانه آنها رساند. ساعت ها گذشت اما باز هم از �نگار� خبرى نشد. دلشوره و اضطراب يك لحظه هم رهايش نمى كرد. تمام آبادى را به دنبالش گشت. اما هيچ كس جرأت بيان حقيقت به عزيز را نداشت. همه خود را از موضوع بى اطلاع نشان مى دادند.پسر جوان هر روز افسرده تر و گوشه گيرتر مى شد. يكى از دوستان �عزيز� كه طاقت ديدن غم و انتظار بيهوده او را نداشت سرانجام حقيقت را به او گفت: �عزيزجان، دختر مورد علاقه ات از اسب افتاد و مرد�! باور موضوع برايش امكان نداشت اما عصر چند روز بعد در پى اطمينان از مرگ دختر مورد علاقه اش ديوانه وار برآشفت و راهى جنگل شد.بلافاصله جست وجو ها براى يافتن جوان عاشق پيشه آغاز شد. اما هيچ ردى از او به دست نيامد. در پى ناپديد شدن جوان عاشق هر كس حرفى مى زد. يكى مى گفت عزيز به خاطر ناكامى در عشق خودكشى كرده. ديگرى مى گفت حيوانات وحشى او را دريده اند و... سال ها گذشت و كم كم ماجراى عاشق گمشده به فراموشى سپرده شد. اما چندى قبل و صبح يك روز بهارى كه اهالى روستاى �جيرده� فومن سرگرم كار روزانه بودند ناگهان مردى را ديدند كه با موهاى بلند، ظاهرى ژوليده و لباس هاى پاره وارد روستا شد. مرد غريبه با تعجب و حيرت به اهالى و خانه هاى روستا خيره مانده بود. كودكان با ديدن او از ترس به خانه ها دويده ويا كنار والدين شان پناه مى گرفتند. مرد غريبه شبيه مردهاى جنگلى كتاب هاى قصه و فيلم ها بود. او زير سايه درختى نشست و ناگهان مشغول شعر خواندن شد. يكى از اهالى برايش غذا برد اما او فقط مقدارى نان و ماست خورد. پس از خوردن غذا، بدون اين كه حرفى بزند دوباره راهى جنگل شد. از آن روز به بعد مرد جنگلى هر چند روز يك بار به روستا مى آمد و از اهالى نان و ماست مى گرفت. سرانجام او يك روز مهر سكوتش را شكست و سرگذشت تلخ زندگى اش را بازگو كرد. او عزيز بود. جوانى كه در ۲۰ سالگى به خاطر ناكامى در عشق، دل از خانه و خانواده كنده و راهى جنگل شده بود. عزيز هم اكنون ۶۶ پائيز از عمرش را پشت سر گذاشته و در غارى ميان جنگل هاى انبوه روستاى جيرده از توابع دهستان �آليان� فومن زندگى مى كند.يكى از دوستانش وقتى متوجه شد دوستش هنوز زنده است در ۲۰۰ مترى غار براى او كلبه اى چوبى ساخت. اما او علاقه اى به زندگى در روستا ندارد و همچنان اصرار دارد در غار كوچكش زندگى كند.عزيز علاقه زيادى به عكس گرفتن دارد اما نمى تواند چند دقيقه يك جا ثابت بايستد. روزها در جنگل و روستاهاى اطراف گشت مى زند اما با غروب آفتاب هر جا كه باشد به غار بازمى گردد.او مى گويد: �۴۶ سال است كه در غار زندگى مى كنم. ديگر به آنجا عادت كرده ام و دل كندن از غار تاريك برايم سخت است. تنهايى را دوست دارم و زندگى در ميان مردم آزارم مى دهد. در اين ۴۶ سال هرگز غذاى گرم نخورده ام. روزها را با خوردن آب و ميوه ها و گياهان جنگلى به شب مى رسانم.�اما يك روز هنگامى كه عزيز در حال عبور از كوچه اى در روستا بود با يك موتوسيكلت تصادف كرد. بنابراين اهالى او را به درمانگاه بردند. در آنجا مرد جنگلى مجبور شد پس از ۲۶ سال حمام كند. عزيز در مدت ۴۶ سال غارنشينى فقط يك بار به حمام رفته است. او چند روز قبل، پس از پنج سال سرانجام راضى شد موهايش را كوتاه كند. ظاهر ژوليده او و غده اى كه پشت گردنش قرار دارد، باعث ترس كودكان مى شد كه با اصرار اهالى سرانجام رضايت داد سرو وضعش را مرتب كند. �دوست نداشتم موهايم را كوتاه كنم اما اهالى روستا مجبورم كردند برخلاف خواسته ام عمل كنم.� عزيز كه در بين اهالى به �عزيز غارنشين� شهرت يافته حافظه خوبى هم دارد. تا كلاس چهارم دبستان درس خوانده و هنوز چند بيتى از شعرهاى كتاب هاى درسى سال هاى تحصيل مقطع ابتدايى آن موقع را حفظ است.عزيز همچنين يك بيت شعر درباره عشق خود سروده است كه هر وقت دلگير مى شود آن را زمزمه مى كند.او درباره سرگذشتش مى گويد: �تا ۲۰سالگى مثل بقيه اهالى در روستا زندگى مى كردم. اما مرگ ناگهانى دختر مورد علاقه ام زندگى ام را عوض كرد. به همين خاطر در سوگ يگانه نگارم آواره كوه و جنگل شدم.�اهالى روستا به زندگى با مرد غارنشين عادت كرده اند. او به كسى آسيب نمى رساند. تنها مشكل اهالى، نوع رفتار عزيز است. يكى از اهالى مى گويد: او همانند ۴۶ سال قبل رفتار مى كند و رفتارهايش انسان را به ياد انسان هاى عصر حجر مى اندازد. خورشيد كم كم خود را از سينه كش كوه پائين مى كشد. عزيز در سياهى جنگل ناپديد مى شود. او در غار سكويى درست كرده كه تختخوابش است. گفت وگوى خبرنگار اعزامى �ايران� با اهالى روستا و مرد غارنشين در شماره بعد چاپ خواهد شد

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:52 |

مرد آلمانی

یک ماجرای عجیب: مرد آلمانی سلام نازی را به سگش یاد داد، 5 ماه مجازات زندان گرفت


رونالد ت ساکن برلین آلمان که به سگش اسم آدولف را داده بود و طریقه سلام کردن به شیوه نازی ها را به او آموخته بود به 5 ماه زندان محکوم شد! برای آدولف (سگ 9 ساله) هم نام جدید با عنوان آدی داده شد و اکنون به دنبال یک صاحب جدید برای او هستند!
سگ دردسرساز ممکن است با دادن سلام نازی، برای صاحبان جدیدش دردسر درست کند و از این جهت بعد از سالها عمر مجبور است چیزهای جدیدی یاد بگیرد و دیگر سلام کردن به شیوه هیتلری را فراموش کند!
به نوشته حریت ترکیه، رونالد ت که سالهاست به عنوان یک دست راستی افراطی شناخته می شود و با پوشیدن تی‌شرت هیتلر، سلام نازی "Sieg Hail" می داد آدولف(سگ دردسرسازش) را در یک سالگی اش از یک محل نگهداری حیوانات خریداری کرده بود. این مرد عاشق نازیها در روزهای آخر با دست و پنچه نرم کردن با فقر، حتی به روزی رسیده بود که نمی توانست غذای حیوان را هم تهیه کند.
رونالد همچنین ادعا می کرد سگش هم مانند آدولف هیتلر در 20 آوریل به دنیا آمده است.
این واله و حیران حزب نازی که چندین بار هم مجازاتهای تعلیقی بدین سبب محکوم شده بود در آخر به خاطر سگش به زندان افتاد.
او این دفعه برای زندان نرفتن حتی یک دلیل هم تراشید: " در سال 1995 بخاطر تصادف سرش آسیب دیده بود و بدین سبب نباید مانند افراد عاقل مجازات شود" اما این دلیل هم فایده نداشت که نداشت!

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:52 |

چگونه یه حدیث اینشتین رو زیر و رو کرد
 

mastoor_313@yahoo.com

چگونه يك حديث، اينشتن را شگفت‌زده كرد؟

«آلبرت اینشتین» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمی خود با عنوان "دی ارکلارونگ Die Erklarung – به معنای بیانیه" که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.
این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است.
اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از كتاب‌های شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.
يكی از اين حديث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است». اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می‌داند:

E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا" به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسايل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی "بنز" و به بهای 3000000دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خريداری كرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است.

منبع: ماورای بهشت

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:41 |

آخه کسری بودجه آمریکا هم شد مطلب؟

یك بمب ساعتی در آمریكا!
بدهی آمریكا هر روز یك میلیارد و 400 میلیون دلار اضافه می شود!



 

در واقع، بدهی ملی آمریكا آنقدر زیاد است كه می تواند عین یك بمب ساعتی هر لحظه منفجر شود، چرا كه هر روز یك میلیارد و 400 میلیون دلار، یا به عبارت دیگر تقریباً یك میلیون دلار در هر دقیقه، به آن اضافه می شود. و این برای آمریكایی ها به معنای یك بدهی 30 هزار دلاری برای هر مرد، زن و كودك ساكن این كشور است! اگرچه دولت آمریكا از بحران های اخیر مالی قصر در رفته و بیش و كم هم موفق شده با قیمت بالای سوخت مبارزه كند، با این حال شك نیست كه این كشور به سمت فقر اقتصادی پیش می رود. چرا كه، فقط برای پرداخت سود بدهی ملی كه هم اكنون به بالغ بر 9000 میلیارد دلار است، منابع مالی خود را به سرعت تحلیل برده و به قول معروف كف گیرش به ته دیگ خورده است! اما، تا زمانی كه كسی پیدا شود كه پولی به مالیات ملی قرض بدهد، این بدهی عظیم غالب اوقات به فراموشی سپرده می شود. ولی، اگر سودی كه باید پرداخت شود، همین طور روی هم تل انبار گردد، ممكن است به مرور زمان دیگر هزینه های دولت را با مشكل روبه رو و دولت را وادار سازد مالیات ها را بالا ببرد و خدمات ابتدایی مثل تأمین اجتماعی و دیگر برنامه های دولتی فدرال را كاهش دهد و كسادی اقتصادی- كه برخی اقتصاددانان معتقدند بسیار نزدیك است- فرا رسیدن این لحظه را سرعت می بخشد. در واقع، بدهی ملی و انباشته شدن كسری های سالانه بودجه از ژانویه 2001 كه «بوش» سركار آمده 5000 میلیارد و 700 میلیون دلار صعود كرده است و تا ژانویه 2009 هم كه از قدرت كنار برود، از مرز 10 هزار میلیارد دلار هم خواهد گذشت!

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:40 |

عکسای قدیما

یادی از گذشته های غبار آلود!
 

تير ۱۳۲۰و رژه هنگ ژاندارمري قزوين

 

اين عكس بي نظير كه شايد براي اولين بار در اينترنت به نمايش گذاشته مي شود متعلق به چهارروز پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است و اتومبيل حامل شاه را به هنگام ورود به تهران نشان مي دهد .از نكات جالب تصوير آيت ا...كاشاني است كه در مسير وي خودنمايي مي كند.

 

 این تصویر بی نظیر هم که برای اولین بار به نمایش گذاشته می شود مظفرالدین شاه قاجار را به همراه پیشکار مخصوص در حال قدم زدن در کنار رودخانه «کاری لوواری» فرانسه نشان می دهد.این سفرها برای اخذ تمدن !!صورت می گرفت

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:38 |

یه تیکه از روزنامه گروه مبین
 

اگر يک قورباغه تيزهوش وشاد را برداريد وداخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟
بيرون مي پرد!درواقع قورباغه فورا به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست وبايد برود!
حالا اگر همين قورباغه يا يکي از فاميلهايش را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد وبعد ظرف را روي اجاق بگذاريد وبتدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟
استراحت ميکند...چند دقيقه بعد به خودش مي گويد:ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.
نتيجه اخلاقي داستان!
زندگي به تدريج اتفاق مي افتد.ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستانمان ابلهي کنيم و وقت را از دست بدهيم وناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه وبيدار باشيم.
سوال؟
اگر فردا صبح از خواب بيدار شويد وببينيد که بيست کيلو چاق شده ايد نگران نمي شويد؟
البته که مي شويد!سراسيمه به بيمارستان تلفن مي زنيد :الو ،اورژانس ،کمک،کمک ،من چاق شده ام !
اما اگر همين اتفاق به تدريج رخ بدهد، يک کيلو اين ماه،يک کيلو ماه آينده و...آيا بازهم همين عکس العمل را نشان مي دهيد؟نه!با بي خيالي از کنارش مي گذريد.
براي کساني که ورشکسته مي شوند ،اضافه وزن مي آورند يا طلاق ميگيرند يا آخر ترم مشروط مي شوند! اين حوادث دفعتا اتفاق نمي افتد يک ذره امروز،يک ذره فردا وسر انجام يک روز هم انفجار و سپس مي پرسيم :چرا اين اتفاق افتاد؟
زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد.هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده مي شود، مثل قطره هاي آب که صخره هاي سنگي را مي فرسايد.
اصل قورباغه اي به ما هشدار مي دهد که مراقب تمايلات خود باشيد!
ما بايد هر روز اين پرسش را براي خود مطرح کنيم :به کجا دارم مي روم؟آيا من سالمتر، مناسبتر، شادتر وثروتمندتر از سال گذشته ام هستم؟ واگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در کارهاي خود تجديد نظر کنيم.
خلاصه کلام
شايد اين نکته رعب انگيز باشد اما واقعيت اين است که هيچ ثباتي در کار نيست يا بايد به جلو پيش برويد يا بلغزيد وپايين بيفتيد.

برگرفته از کتاب ارزشمند آخرين راز شاد زيستن
نوشته آندره متيوسد

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:36 |

اشتغال خانوما
خونه رو با اداره قاتی نکنید!

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:23 |

کریسمس مبارک به 350 زبان دنیا

Acholi - Mot ki Yomcwing Botwo Me Mwaka Manyen

Adhola - Wafayo Chamo Mbaga & Bothi Oro Manyeni

Aeka- Keremisi jai be

Afrikaans - Geseende Kerfees en 'n gelukkige

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:19 |

تحویل اس300 و یه خبر نظامی دیگه
وزير دفاع از تحويل سامانه مدرن موشكي «اس 300 »به كشورمان خبر داد.
مصطفي محمد نجار وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح در حاشيه مراسم بهره‌برداري از دو طرح دفاعي در پاسخ به خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس گفت: سامانه اس 300 در قالب قراردادي كه در گذشته با روسيه منعقد شده تحويل ايران خواهد شد.
وي ارتباط تحويل اين سامانه مدرن موشكي با تحولات اخير در رابطه با موضوع هسته‌اي كشورمان و گزارش 16 نهاد اطلاعاتي آمريكا مبني بر فعاليت صلح آميز هسته‌اي در ايران را رد كرد و افزود: زمان تحويل سامانه اس 300 بعداً اعلام خواهد شد.
به گزارش فارس، سامانه ضد موشك اس 300 از پيشرفته‌ترين سامانه‌هاي ضد موشك در جهان به شمار مي رود و مي‌تواند انواع موشكها و نيز هواپيماهاي دشمن را سرنگون سازد.
سامانه بسيار مدرن و پيشرفته موشكي اس 300 بر خلاف سامانه تور ام يك كه فقط مي‌تواند اهداف با ارتفاع پايين را شناسايي و منهدم كند، قابليت ره‌گيري و از بين بردن اهداف مورد نظر در ارتفاعات بالا را نيز دارد كه مزيت بسيار خوبي براي كشورمان محسوب مي‌شود.
اين اولين بار است كه خبري رسمي در مورد تحويل اين سامانه به كشورمان اعلام مي‌شود.

اضافات خودم:من تا حالا از این خبرا براتون نذاشته بودم ولی این یکی خیلی داغه...

یه توضیح کوچیک د رمورد این سامانه موشکی می دم تا دستتون بیاد چه خبر خوبیه!

ایران از قبل از انقلاب سامانه اس۲۰۰ را در اختیار داشت.که در جنگ با عراق هم خیلی کار آمد بود.

این موشک ها با موشکهای معمولی یه فرق بزرگ دارن اونم اینه که موشکای ضد هوایی دیگه(ز به ه)همه در صورت اصابت به هدف آن را متلاشی می کنند و اگر یه اسکادران ۱۵ تایی هواپیما بیاد معمولا خر تو خر می شه و حتی اگه رو هر کدوم از هواپیما ها ۳ موشک هم قفل شده باشه در نهایت ۲ یا ۳ تا از هواپیما ها در می رن و این خیلی بده.....حالا مگه اس ۲۰۰ چی کار می کنه؟؟؟؟؟؟؟؟

هیچی این موشک ناز خیلی راحت در مرکز اسکادران منفجر می شه و به خاطر شعاع زیاد موج انفجار کل اسکادران نابود میشه:یعنی یه موشک برای یه اسکادران.

حالا به اگه برد و قدرت انفجاری اس ۲۰۰ رو افزایش بدید به پدیده زیبای اس ۳۰۰ می رسیم.

حالا فهمیدید چه اتفاق جالبی افتاده؟؟؟؟؟

یه خبر دیگه :ایران برای ساخت هواپیما های صاعقه از روسیه موتور می خره.توی اجلاس کشورهای اطراف خزر که پوتین اومده بود ایران یه قرار داد برای خرید ۵۰ تا موتور با روسیه امضائ کرد.

هنوز این خبر رو منابع رسمی ایران یا روسیه اعلام نکردن اگه اعلام رسمی بشه  بین روسیه و امریکا روابط تیره تر می شه.این موتور ها همون موتور های میگ ـ۲۹هستن.راستی با توجه به تعداد موتور سفارشی ایران روی ساخت ۴۰ تا صاعقه با استفاده از این ها برنامه ریزی کرده! البته این جدا از تعدادیه که با استفاده از موتور های اف ـ۵ آمریکایی ساخته میشه.

اگه در این زمینه ها بازم مطلب خواستید بگید تا براتون بزارم.

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:7 |

حرفای سر دبیر

سلام به دوستان قدیمی و تازه واردای گل:

خوبید؟خوشید؟ سلامتید؟

می گما هر از چند وقتی یه نظری هم بذارید (ممنون می شم)

نکه فکر کنید کم نظر می دید ها ....نه !!اگه به قسمت نظرات پایین پست ها نگا کنید متوجه می شید که باکس من از نظرات شما داره منفجر می شه

 

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 0:47 |

بازم عکسای داغ
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه 6 دی1386 ساعت 0:21 |

یه عالمه عکسای با حال در مورد همه چی

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه 6 دی1386 ساعت 0:7 |

بازم عکسای با حال
این هم یک آگهی جالب!
 
بنده خدا، یابنده باید نژاد این سگه رو هم بشناسه، وگرنه نمیتونه پیداش کنه.

 
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 23:55 |

فشن دست بند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 23:35 |

پیامکای عشقولانه
هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن
کاشکي بدوني چشمات و به صدتا دنيا نميدم يه موج گيسوي تورو به صدتا دريا نميدم
 
مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي.... اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها از چشمات جاري مي شه......
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 23:32 |

عکسای داغ روز
احمدی‌نژاد با والی مکه دیدار کرد.
 
اشتباه نکنید، دیدار کاملا رسمیه، فقط مثل این که والی مکه از احرام معافه!
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 23:27 |

نا حالا درخت کریسمس از قوطی نوشایه دیدی؟
کریسمس رو به همه دوستان مسیحی تبریک میگم

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 23:19 |

فشن لباسای زمستونی(دخترونه وزنونه)
  

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 23:12 |

اینم اون سوتی های تلوزیون که تو لینک باکسا خودشونو با هاش خفه می کنن(آش دهن سوزی نیست)
*یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده!
 *توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش می‌خواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم!
 *برنامه‌ی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک
خبر جالب می‌خوام براتون بخونم، تو اینترنت می‌گشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده!
 *يه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!

*یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه می‌کنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا می‌رسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه.
*یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک می بینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!
*یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ می‌خواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.

|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 4 دی1386 ساعت 17:32 |

واسه قشنگی واعلام زنده شدن دوباره وب((با حاله یه سر بزن))
Click for Full Size View
|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 3 دی1386 ساعت 16:45 |

حرفای سر دبیر

وبلاگ قشنگمون هک شده اگه چند ساعت دیگه تشریف بیارید درستش می کنم

 Crying 2 Crying 2 Crying 2 Crying 2 

از تمامی افرادی که باکس یا بنر در وب ما داشتند تقاضا می کنیم مجددا تمامی کد هاشون رو برای ما بفرستند 



|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 3 دی1386 ساعت 13:11 |

به دنیا آمدن یک موجود عجیب در تایلند

اهالی محلی مقیم تایلند ادعا میکنند که یک Buffalo (گاومیش) عجیب و غیر قابل شرح متولد شده !

عکسای این جونور عجیب وقریب تو ادامه

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 3 دی1386 ساعت 11:31 |

ازدواج تو توالت
 
برگزاري مراسم ازدواج يك زوج آمريكايي در توالت عمومي نيويورك

جنيفر كنون و دوي نيكلاس مراسم عروسي خود را در يك توالت عمومي در مركز شهر نيويورك برگزار كرده اند. لباس عروس نيز از ۷ رول دستمال توالت بافته شده است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 3 دی1386 ساعت 11:26 |

کد تغییر تیتر جستجو گر به صورت متحرک

 

 در قسمت ویرایش قالب کپی کنید

|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 1 دی1386 ساعت 17:1 |

یک مسئله عجیب به نام تصویر ذهنی

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این آ«باورآ» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این آ«باورآ» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست. هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور داریدآ«هستیدآ». اما بیش از آنچه باور داریدآ«می توانیدآ» انجام دهید

   نورمن وینست پیل

|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 1 دی1386 ساعت 16:49 |