تبليغاتX
باحاله یه سر بزن
باحاله یه سر بزن
یه وب برای بچه های با حال
جمله های بی صدا

جمله های بی صدا

 

 

 

 

 

 

خدايا سردمه ... داد بزنم مي فهمي ؟
سردمه ... کسي اينجا نيس .. همه مردن ...
خدايا مردن درد داره ؟ سخته ؟ کاش جواب مي دادي ...
سرم درد مي کنه .. گيجم ... خوابم مياد ...
دهنم خشک شده ...
راستي پيش تو هم الان تاريکه ؟
خدايا من مي ترسم ...
خسته ام ...
خدايا شب به خير

 

 

آدمک آخر دنیــــــــــــــــــاهمین جاست بخند               آدمک مرگ همین جاست بخند

 

دست خطی که تـــــــــراعاشق کــــــــــــــرد               شوخی کاغذی ماست بخنــــــد

 

آدمک خر نشوی گریـــــــــــــــــــــه کنــــــــی               کــــــــــل دنیا سراب است بخند

 

آن خدایی که بزرگـــــــــــــــــــش خوانــــدی               بخدامثـــــــــــــل توتنهاست بخند

 

 

 
 
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 13:4 |

ایرانی های مقیم خارج

دوستان عزيز خارج از كشور توجه كنند اينها طنز هستند و فقط براي سرگرم شدن شما عزيزان ميباشد

1- شلوار لي با پيرهن و كفش اسپرت ميپوشند
 
2- موقع حرف زدن S را “اس” تلفظ ميكنند.
 
3- جمله هاي كوتاه مثل How is going on را با Accent نزديك به انگليسي تلفظ ميكنند اما اگر جمله از 5 كلمه بيشتر شود انگليسي را فارسي صحبت ميكنند.
 
4- در هر 10 كلمه يكبار از لغت Actually استفاده ميكنند. در 10 كلمه بعدي از To be honest
 
5- در ايران ماهي يكبار به زور حمام ميرفتن اما در خارج هر روز دوش ميگيرند و اگر كسي بوي بد دهد انتقاد ميكنند.
 
6- به ظاهر وانمود ميكنند كه مثل خارجي ها Care نميكنن اما زير چشمي فضولي ميكنند.
 
7- اگر لغت يا اصطلاح جديد انگليسي ياد بگيرند در اولين فرصت ممكن جلوي دوستان ازش استفاده ميكنند.
 
8- وقتي ايراني جديد مياد با هيجان فرد جديد الورود را به Shopping Centre برده و طوري با هيجان توضيح ميدهند كه انگار 100 سال اينجا بودن و همه اينها را خودشان ايجاد كرده اند.
 
9- اگر به يك هندي يا پاكستاني توهين شود از او حمايت ميكنند و صحبت از Discrimination و Racism ميكنند اما اگر همين اتفاق براي يك ايراني غريبه بيافتد خارجي ميشوند و Care نميكنند.
 
10- هميشه در حال Sue كردن هستند.
 
11- توي ايران اگر خواهرشون دوست پسر داشت تيكه پارش ميكردن اما اينجا روشن فكر هستن و مشكلي با اين موضوع ندارن.
 
12- موقعي كه ايران ميرن كارت شهروندي يا گواهينامه رانندگي خارجي جلوي ديگران همش از جيبشون مي افته بيرون و ميگن Oh shit و برش ميدارن.
 
13- همه چيز تو ايران مفته.
 
14- انجا كه بودن (يعني خارج) فلان چيز بود اما اينجا نيست (ايران)
 
15- توي Line منظم واي ميسن اگه صف بانك خارجي باشه يا صف هواپيمايي BA, AF, AC اما صف ايران نيازي نيست نوبت را رعايت كنن.
 
16- تو ايران سوار ماشينت ميشن و كافيه فقط يك ويراژ كوچولو بدي وانمود ميكنن كه از ترس دارن ميميرن.
 
17- 4 سال همش از ايران خارج شدن اما نميدونن ما تو ايران چجوري زندگي ميكنيم.
 
18- رفيق Native شون را هفته اي 100 بار ميبرن رستوران ايراني و در مورد تاريخ 10000 ساله ايران توضيح ميدن.
 
19- اگر خارجيها در مورد برخي از اداب زشت ايرانيها سوال كنن ازشون اولن شهروند ايراني نيستن ثانيا تقصير .......
 
20- دائم دنبال گرفتن انواع و اقسام Credit Card ها هستن 20,000 دلار Line of Credit دارن و 10 نوع كارت اعتباري. در حاليكه در مجموع ماهي 500 دلار هم به زور ميتونن خرج كنن.
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 12:57 |

گنجشک و خدا

گنجشک و خدا

 

 

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي‌آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي‌ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه‌اي از درخت دنيا نشست.

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي‌هايم بود و سرپناه بي كسي‌ام.


تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي‌خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني‌ام بر خاستي.

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه‌هايش ملكوت خدا را پر كرد.

|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 12:49 |

رهایی از دامهایی که خانمها می گسترند

رهایی از دامهایی که خانمها می گسترند

به همه پسرا توصیه می کنم اینو بخونن خیلی قشنگو مفیده

 

اگه در حال حاضر با دختری در ارتباطید حتما اینو بخونید واقعا

 

محشره


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 12:47 |

یه عالمه حیوونای قشنگ(خرس قهوه ای نداره فعلا سیاهش خوب فروش می ره)
Iran Eshgh Group !


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 12:39 |

در جهنم

داستان در جهنم به 35 سال قبل برمی گردد: هنگامیکه زمین شناسان در جستجوی گاز حفاری می کردند، به حفره ای زیر زمینی رسیدند که بسیار بزرگ بود و همه تجهیزیت حفاری و چادرهای کاوشگران را در خود فرو برد. از آنجایی که حفره را گاز پر کرده بود، کسی جرات رفتن به عمق غار را پیدا نکرد و آنان حفره را آتش زدند تا از انتشار گازهای سمی جلوگیری کنند. از آن زمان، این حفره برای 35 سال است که بدون وقفه می سوزد.
 
Iran Eshgh Group !


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 12:24 |

اینم یه سری جوک

یه یارو میره اصفهان کارخانه لیوان و بشقاب یکبار مصرف میزنه، بعد از شش ماه ورشکست میشه!!! 

************ **

اصفهانیه چشماش ضعیف بوده عینک میزده.
میخواد روزنامه بخونه هی عینکشو میزده یک کمی میخونده دوباره میذاشته تو جیبش دوباره میزده یه خورده میخونه و همینطور.
دوستش میگه: خوب، چرا عینکتو نمیزنی یکدفعه همشو بخونی؟
اصفهانیه میگه: آخه اونایی که درشت نوشته بدون عینک میتونم بخونم، عینک نمیزنم که شیشه اش مصرف نشه!! 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 12:18 |