![]() (((×××با حاله یه سر بزن×××))) یه وب دارم قشنگه خوشکل و رنگارنگه من این وبو نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عیدی داد یه کارت اینترنت داد منم یه وب نوشتم از همه چی توش نوشتم سلامو دو صد سلام به ((((باحاله یه سر بزن ))))خوش اومدید در مورد هر موضوعی که خواستید تو آرشیو می تونید چیزای خوبی پیدا کنید. آدمک آخر دنیــــــــــــــــــاهمین جاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تـــــــــراعاشق کــــــــــــــرد شوخی کاغذی ماست بخنــــــد آدمک خر نشوی گریـــــــــــــــــــــه کنــــــــی کــــــــــل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگـــــــــــــــــــش خوانــــدی بخدامثـــــــــــــل توتنهاست بخند
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته سوم شهریور 1388
هفته سوم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 آرشیو موضوعی
عشق
اطلاعات عمومی خبری طنز بازی عکس های زیبا اس ام اس معمای بزرگ سر دبیر(اینو حل کنی جایزه می گیری) کدای جاوا مدل های لباس مردونه مدل های لباس دخترونه جستجو
پیوندها
یه ÷سر دوس داشتنی
عشق من unknown pain war jok yangom yangomak بسوزه بابای عشق یه وب با حال سرزمین باران 007 شهر عشق siahi ra rang mizanam ta zaman zoodtar bogzarad alaki khosha(خیلی ردیفه حتما بهش سر بزنید) azad ye alame ax daneshjoo mi mirad zellat nemi pazirad khaterat ostad fizik sheraye asheghoone white roze musice baran 1 begoo be an ke del az bar gham geran darad ๑۩۞۩ مطالب با حال + عکسهای تاپ و... ۩۞۩๑ gowby.com (( اطلاعات جامع اتوبوس وموبایل)) (در وصف باران) تکنولوزی فکر وبلاگ قشنگ مهتاب جون sms dooni زندگیه زیبا واسه مردم زیبا :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
باحاله یه سر بزن
یه وب برای بچه های با حال
لباساتونو ست کنید با خودتون
راهنمای پوشیدن لباس بر اساس
رنگ پوست و موی شما! با رنگ موی و پوست های مختلف چه رنگی را بپوشیم و چه رنگی را نپوشیم ؟ و توضیحاتی راجع به آرایش کردن در افراد مختلف با رنگ مو و پوست های متفاوت؟ با این مقاله همراه باشید...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 12 مرداد1388 ساعت 10:10
اینم واسه دختر خانومای گل
|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 12 مرداد1388 ساعت 10:5
این پستم واسه دختراس بخونیدو به حال خودتون افسوس بخرید(البته اگه از این قشر هستید) من خودم از دختری که زیاد آرایش کنه اصلا خوشم نمیاد تقریبا همه مثه من هستن و ما وقتی از یه دختر جلف خوشمون می یاد که بهش نظر بد داشته باشیم هر کی مخالفه بگه ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 ساعت 9:22
پول مي تونه ....... !!!!
پول مي تونه ....... !!!!
پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو. |+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 14:36
دوستان ارجمند ، هم میهنان بزرگوارم ، درود بر شما ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 19 بهمن1387 ساعت 8:18
بهترین راه حل
بهترین راه حل
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 12 آذر1387 ساعت 7:44
موبایل و پمپ بنزین
|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 12 آبان1387 ساعت 17:16
آدمک بخند
آدمک آخر دنیــــــــــــــــــاهمین جاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تـــــــــراعاشق کــــــــــــــرد شوخی کاغذی ماست بخنــــــد آدمک خر نشوی گریـــــــــــــــــــــه کنــــــــی کــــــــــل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگـــــــــــــــــــش خوانــــدی بخدامثـــــــــــــل توتنهاست بخند |+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت 9:22
چهار شنبه سوري
از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در مورد جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان مظهر روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، سلامت و تندرستي و در نهايت بارزترين تجلي خداوند در روي زمين است . ( هاشم رضي ، صص 145 و 148 )لطفا بروی ادامه مطلب کلیک نمایید ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 27 اسفند1386 ساعت 11:44
مربی جدید تیم ملی و بیم و امیدهای منتقدان(اینم واسه ورزشی کردن وبلاگ)
از آغوش الهی، تا لابی کردن با خدا
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه 23 اسفند1386 ساعت 8:6
نوشته جادویی
من که نتونستم بخونم اگه شما تونستید به منم بگید چی نوشته! |+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 17 اسفند1386 ساعت 11:32
اینم هویژوری گذاشتم
The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders.
It is seen in the width of his arms that encircle you. قدرت و صلابت يه مرد در پهن بودن شونه هاش نيست بلکه در اين هست که چقدر ميتوني به اون تکيه کني و اون ميتونه تو رو حمايت کنه -The strength of a man isn't in the deep tone of his voice. It is in the gentle words he whispers. قدرت و صلابت يه مرد اين نيست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه بلکه در اينه که چه جملات ملايمي رو ميتونه تو گوشات زمزمه کنه - The strength of a man isn't how many buddies he has. It is how good a buddy he is with his kids. قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چند تا رفيق داره بلکه در اين هست که چقدر با فرزندان خودش رفيق هست -The strength of a man isn't in how respected he is at work. It is in how respected he is at home. قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه قدر در محيط کار قابل احترام هست بلکه در اين هست که چقدر در منزل مورد احترام هست |+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 6 بهمن1386 ساعت 19:14
یک حکایت
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت . سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد . این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ." سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ )) مورچه گفت آری او می گوید : ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن |+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 6 بهمن1386 ساعت 19:0
خنده داره یا تاسف باره(انقدر ارزش داشت که من کامل بذارمش تو وبم پس بخونیدش)
|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 22 دی1386 ساعت 11:7
چگونه یه حدیث اینشتین رو زیر و رو کرد
|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:41
یه تیکه از روزنامه گروه مبین
اگر يک قورباغه تيزهوش وشاد را برداريد وداخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟ |+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:36
کریسمس مبارک به 350 زبان دنیا
Acholi - Mot ki Yomcwing Botwo Me Mwaka Manyen Adhola - Wafayo Chamo Mbaga & Bothi Oro Manyeni Aeka- Keremisi jai be Afrikaans - Geseende Kerfees en 'n gelukkige
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 7 دی1386 ساعت 1:19
یک مسئله عجیب به نام تصویر ذهنی شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این آ«باورآ» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این آ«باورآ» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست. هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور داریدآ«هستیدآ». اما بیش از آنچه باور داریدآ«می توانیدآ» انجام دهید نورمن وینست پیل |+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 1 دی1386 ساعت 16:49
بیا خودتو درست کن
آن زمان که جوان بودم و تخیلاتم هیچ حد و مرزی نمی شناخت ، می خواستم قوانین موجود در گیتی را تغییر دهم ، بزرگتر که شدم فهمیدم قوانین گیتی تغییر ناپذیر است لذا سعی بر تغییر دادن کشورم شدم ، میانسال که شدم فهمیدم اصلاح و تربیت خانواده ام پایه ای ترین کار اصلاح گیتی است ، افسـوس دست آخر موقعیکه در بستر مرگ افتادم دریافتم اصلاح خودم باعث الگوی خانواده ام ، پیشرفت کشورم و شاید تغییر قوانین گیــتی شود .
حک شده بر روی سنگ قبری در انگلیس |+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 21 آذر1386 ساعت 14:18
25 مرگ عجیب
امروزه انسان با توجه به پيشرفت تکنولوژي توانسته پاسخ بسياري از سوالات خود را به دست آورد. اما يکي از مواردي که هنوز در پرده ابهام قرار دارد و سوالات بسياري را در اذهان پير و جوان و در واقع همه انسان ها به وجود مي آورد پديده «مرگ» است. حتما شما هم اين ضرب المثل قديمي و معروف را شنيده ايد که «مرگ شتري است که در خانه همه مي خوابد.» در اين مطلب اصلا قرار نيست مرگ را از منظر فلسفي و يا عرفاني مورد بررسي قرار دهيم بلکه قرار است عجيب ترين و شگفت آورترين مرگ ها را که در طول تاريخ براي افراد مختلف رخ داده بيان کنيم:
آرنولد بنت: داستان نويس انگليسي(1867،1931) وي براي آنکه ثابت کند آب شهر پاريس از نظر بهداشتي کاملا سالم است، يک ليوان از آن را خورد و در اثر تيفوئيد ناشي از آن در گذشت! آگاتوکلسخودکامه سراکيوز 361، 289 ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد. آلن پينکرتونموسس آژانس کارآگاهي آمريکا 1819، 1884) هنگام نرمش صبحگاهي به زمين خورد و زبانش لاي دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقارياي ناشي از اين زخم درگذشت. آيزادورا دانکنرقاص آمريکايي 1878، 1927) هنگامي که در اتومبيل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبيل گير کرد و گردنش شکست و خفه شد. اسکندر کبيرپادشاه مقدوني 356 ،323 ق.م) به دنبال دو روز ميگساري و عياشي در اثر تب درگذشت. الکساندرپادشاه يونان 893،1 1920) يک ميمون خانگي گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت. تامس آت وينمايشنامه نويس انگليسي 1652، 1685) مرد فقيري بود. به دنبال روزها گرسنگي سرانجام يک گيته به دست آورد و با آن يک دست پيچ گوشت خريد و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گيرش شد و خفه اش کرد! تامس ميمورخ انگليسي 595،1 1650) بر اثر بلعيدن غذاي زيادي، خفه شد. جان وينسونماجرا جوي بريتانيا 1557، 1629) وي در 72 سالگي از اسب به زمين افتاد و ميخي وارونه بر زمين افتاده بود، در سرش فرو رفت. جروم ناپلئون بناپارتآخرين بناپارت آمريکايي 1878، 1945) در سنترال پارک نيويورک، پايش به زنجير سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم هاي حاصله در گذشت. جورج دوک کلارنسانگليسي 1449،1478) به دستور برادرش ريچارد سوم در خمره شراب خفه شد. جيمز داگلاس ارل مورتون1525،1581) بوسيله دستگاهي شبيه گيوتين که خودش آن را به اسکاتلنديان معرفي کرده بود، سر بريده شد. رودولفوني يروژنرال مکزيکي 1880، 1917) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگيني طلاهايي که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد. زئوکسيسنقاش يونان قرن پنجم ق.م) به تصويري که از يک ساحره پير کشيده بود آنقدر خنديد که يکي از رگ هايش پاره شد و مرد! ژراردونرالنويسنده فرانسوي 1808 ،1855) با بند پيشبند، خودرا از تير چراغ برق خيابان حلق آويز کرد. فرانسيس بيکن1561،1626) براثر گرفتاري در يک سرماي ناگهاني گرفتار شد و درگذشت. فالک فيتز وارن چهارمبارون انگليسي 1230، 1264) در بازگشت از يک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشيده بود، در درون زره اش خفه شد. کلاديوس اول امپراتور روم 54 ب م. 10 ق.م) با يک پر آغشته به سم خفه شد. کنت اريک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ1860، 1895) اين انگليسي در اثر خشم ناشي از مستي، با سيخ بخاري به دوستش حمله کرد، اما خودش توي بخاري افتاد و سوخت. گريگوري يفيموويچ راسپوتين1871،1916) وزنه اي به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند. لايونل جانسنشاعر انگليسي 1867 ،1902) از روي چهارپايه پشت بار به زمين افتاد و در اثر زخمهاي حاصله در گذشت. لنگي کاليرکلکسيونر آمريکايي 1886،1947) در خانه خود و در تله اي مهلک درگذشت. تله را براي دستگيري دزدان کار گذاشته بود. مارکوس ليسينيوس کراسوسسياستمدار رومي 115، 53 ق.م) اين رهبر بدنام و صراف رمي به دست سربازان پارتي با ريختن طلاي مذاب در حلقش درگذشت. هنري اولپادشاه انگليسي 1068،1135) در اثر افراط در خوردن مارماهي دچار ناراحتي روده شد و مرد. يوسف اشماعيلوکشتي گير ترک) بر اثر سنگيني طلاهايي که به کمرش بسته بود در دريا غرق شد. چون نتوانست به راحتي شنا کند. |+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت 13:26
How Did Westlife Begin....
|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 10 آذر1386 ساعت 11:18
اینم با حاله خودم ننوشتم, ولی قشنگه
مطلبی رو که می خوام بنویسم به خاطر بعضی مسائل لازم دیدم که حتما ذکر کنم،هر چند باز بعضی دوستان احتمالا لطفشون رو شامل این بنده ی حقیر می کنن که وبلاگت مزخرف و یکسری چرت و پرته!اما اشکالی نداره چون یه بار دیگه هم گفتم اینجا دنیای مجازیه و هرکسی این حق رو داره که از علایقش بنویسه،البته نظر شما هم محترمه! یه بار یه sms جالب برام اومد که گفتنش در اینجا و در این زمان خالی از لطف نیست. اگه روزی دشمنی پیدا کردی بدون در رسیدن به هدفت موفق بودی.اگه یه روزی تهدیدت کردن بدون در برابرت ناتوانند.اگه روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست.اگه روزی ترکت کردند بدان با تو بودن لیاقت می خواهد.(البته خوهاش می کنم سوتفاهم نشه که من آدم مغروری ام که احساس می کنم وبلاگه جالبی دارم) راستش غرض از نوشتن این مطلب فقط به خاطر اینه که این چند وقته شاهد یه سری برخوردا و حرفا و... تو کلاس و دانشکده بودم که گفتم بد نیست این مطلب رو تو وبلاگم بنویسم که هم خودم و هم دیگران (انشاءالله)استفاده کنیم.در ضمن خواهشاً اینقدر جرأت داشته باشید وقتی حرفی می زنید اسمتون رو بنویسید و پاش وایسید!مطمئن باشیدبا شما برخوردی نمیشه! ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 10 آذر1386 ساعت 11:16
هیچ می دونستید؟
|+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه 8 آذر1386 ساعت 12:18
آموزندس
چندتا مطلب آموزنده......
_ آنكه مي گريد يك درد و آنكه مي خندد هزارو يك درد دارد!!!(دروغه) _ قلب و چشم مثل شيشه و آينه اند . شيشه و آينه زودتر از هرچيز ديگر غبارزدگي خود را نشان ميدهند !!! _ انجماد قلبها را از خشكسا لي چشمها مي توان فهميد چشمي كه گريستن نمي تواند ، زيستن نميداند!!! _ هر روز وقتي زندگي را از سر خط مي نويسيم بايد گوشه چشمي به انتهاي خط داشته باشيم تا كج نرويم!!! _ اگر كودكي با انتقاد زندگي كند مي آموزد كه محكوم كند زيرا كودكان آنگونه زندگي مي كنند كه آموخته اند !!! _ هميشه حق را بدون ، ترس بگو و شيطان را خجالت زده كن !!! _ هرچه افسوس است براي گذشته ، هرچه تلاش است براي حال و هرچه اميد است براي آينده... _ افتخار نه به ثروت است و نه به زيبايي ، بلكه به عقل و فضل است !!! |+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 25 آبان1386 ساعت 8:42
سخنرانی کردن حرفه ای
همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد . در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 21 آبان1386 ساعت 11:36
ریست کردن گوشی دیگران توسط بلوتوث!
قصد داریم روشی بسیار نوین را به شما معرفی کنیم که با انجام آن می توانید کاری کنید که در هر زمان شخصی اقدام به ارسال فایل از طریق بلوتوث به شما کند بلافاصله پس از این کار موبایل شخص ریست شود. توجه کنید این روش در واقع هک کردن گوشی نیست بلکه باگی است که فقط در گوشی های نوکیا وجود دارد و در آنها عمل می کند. این روش می تواند بسیار برای شما مفید باشد زیرا با این کار می توانید بدون نصب نرم افزار خاصی یک سپر مدافع برای گوشی خود ایجاد کنید. 1- متن blofa[Tab]dot[Tab]com را در notepad نوشته و ذخیره کنید.( دقت کنید منظور از [Tab] فشردن کلید Tab است). 2- این فایل متنی را توسط بلوتوث یا اینفرارد و یا USB به گوشی انتقال دهید. 3- فایل را در گوشی باز کرده ، اگر به عنوان Message آمده آن را Save کنید (دقت کنید در قسمت Note ذخیره میشود) و توسط دکمه مداد روی گوشی یا همان Pen متن مورد نظر را انتخاب و در همان حال دکمه Copy را بزنید. 4- به قسمت Connect/Bluetooth گوشی رفته و در قسمت My phone's name این متن را Paste کنید. پس از این کار مشاهده خواهید کرد که یک به هم خوردگی در قسمت نام بلوتوث وجود دارد. 5- بعد از این هر کسی بخواهد توسط بلوتوث شما را بیابد گوشی اش ریست خواهد شد. مزایا: روش بسیار موثری است تا از ورود ویروسها به گوشی خود رهایی پیدا کنید. آن هم بدون اینکه نرم افزار خاصی نصب کنید و بدون اینکه به گوشی ارسال کننده ویروس آسیبی برسانید. معایب: فقط در گوشی های نوکیا این عمل موثر است. و هنگامی که قصد رد و بدل کردن اطلاعات با دوست خود توسط بلوتوث را دارید باید این اسم را عوض کنید. |+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 21 آبان1386 ساعت 11:9
|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 20 آبان1386 ساعت 10:36
|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 20 آبان1386 ساعت 10:28
آوار خوابگاه بعد از سد کنکور
|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 20 آبان1386 ساعت 10:8
پرچم
|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 20 آبان1386 ساعت 9:30
کودکی
امروز پای برگه فروش شش سال از عمرم رو انگشت زدم و
از ترسی غریب لبریز شدم. نمی دونم بعد از این شش سال وقتی به اوج آزادی رسیدم، به اندازه حالا کودک می مونم؟ تمام ترسم از اینه که تو این شش سال کودکیم من و رها کنه. من بدون کودکی چگونه زندگی کنم. خدایا می ترسم |+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 19 آبان1386 ساعت 15:47
فقط واسه امروز
تنها امروز عنوان برنامه اي است كه اگر به آن عمل كنيم، تمام نگراني هاي خود را بر طرف ساخته و مي توانيم بر نشاط زندگي مان بيافزاييم. پس بياييد براي خوشبختي خود مبارزه كنيم. فقط براي امروز شاد خواهم بود. اغلب مردم همانقدر شاد هستند كه فكر خود را براي شادي آماده كردهاند. خوشي و خوشبختي در وجود ماست و به خارج ارتباط ندارد. فقط براي امروز مي كوشم كه خود را با آنچه هست سازگار كنم. سعي نمي كنم كه همه چيز را طبق ميل و آرزوي خود بسازم. فقط براي امروز به فكر سلامتي خود هستم و با تمرين هاي مفيد آن را پرورش مي دهم. به بدن خود توجه خواهم كرد و دقيقه اي در نگهداري آن اهمال نمي كنم، تا مانند يك ماشين كامل در فرمان من باشد. فقط براي امروز به تقويت مغز خود مي پردازم و مطالب مفيدي فرا خواهم گرفت و آن چيزهايي را مطالعه خواهم كرد كه به كوشش، تفكر و تمركز افكارنیازمند است. فقط براي امروز براي تقويت روح خود ، يك كار مطابق ميلم و دو كار مخالف آن انجام مي دهم. فقط براي امروز با همه توافق نظر حاصل كرده و لب به انتقاد نمي گشايم ، آرام صحبت خواهم كرد و با همه مهربان و مودب خواهم بود. فقط براي امروز مي كوشم كه براي يك روز زندگي كنم و با چيزهايي كه ممكن است فردا به وقوع بپيوندد كاري نخواهم داشت. فقط براي امروز خود، برنامه اي تنظيم مي كنم و تصميم هاي عجولانه نمي گيرم. ممكن است نتوانم آن برنامه را اجرا كنم ولي نوشتن آن لازم است. فقط براي امروز نيم ساعت از وقتم را با خداي خود خلوت مي كنم و اسرار خود را نزد او فاش مي سازم. فقط براي امروز نگران هيچ چيز نخواهم شد. از اينكه خوشحال باشم، از زيبايي ها لذت ببرم، دوست بدارم و دوستم بدارند، ترسي به خود راه نخواهم داد. |+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 14 آبان1386 ساعت 12:30
سر لوحه زندگی
جناب ........... میفرمایند
(راستش اینو کجا خوندم و حرف کدوم بزرگی بود یادم نیس و لی خیلی جالبه)
فراموش کن چیزی را که نمیتوانی به دست اوری و به دست اور چیزی را که نمیتوانی فراموش کنی! |+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 14 آبان1386 ساعت 11:50
پیشی های غیر ملوس
كشف عجيب ترين گربه دنيا به كمك مهندسي ژنتيك
|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 14 آبان1386 ساعت 6:52
چت با خدا
بعد از مقاله ملاقات با خدا به خاطر استقبال بی نظیر شما از این مطلب من هم این دفعه یه مقاله با حال تر براتون گذاشتم . انصافا اگه لذت بردید نظر بدید.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 10:59
دوحدیث ازبزرگان
هیچ پیامبری به معراج نمی رود
مگراینکه به دوران کودکی خویش بازگردد کودک باش تارستگارشوی البته بگما کودک موندن خیلی سخته. |+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 10:42
آیا می دانستید
آیا میدانستید که تنها غذائی که خراب نمی شود عسل است ـ
آیا میدانستید که پلکک زدن زنان دو برار پللک زدن مردان است ـ آیا میدانستید که قدیمترین بنا در شمال توکیو است پنجصد هزار سال قدمت دارد ـ آیا میدانستید که حلزون می تواند تا سه سال بخوابد ـ آیا میدانستید که روزانه 14000 نفر به بیماری ایدز مبتلا می شوند ـ آیا میدانستید که زمانیکه عطسه میکنید قلب شما به اندازه یک میلیونم ثانیه ایستاد میشود ـ آیا میدانستید که خوک به لحاظ فیزیک بدن قادر به دیدن اسمان نیستند ـ آیا میدانستید که مقاوم تریم ماهیچه در بدن زبان است ـ آیا میدانستید که لایه پوستی که آرنج دست را پوشیده هر ده روز یکبار عوض میشود ـ آیا میدانستید که در هر قطره آب 3300 ملیون اتم وجود دارد ـ آیا میدانستید که تجربه نشان داده ست که مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگـــذارد ـ آیا میدانستید که مورچه کارگر تا پنج سال و مورچه ملکه تا بیست و پنج سال عمر میکند ـ آیا میدانستید که زنبور عسل دو معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا ـ آیا میدانستید که مورچه نسبت به بدن اش بزرگترین مغز را دارد ـ آیا میدانستید که موش های صحرایی چنان تکثیر پیدا میکند که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک ملیون فرزند داشته باشند ـ آیا میدانستید که جنین انسان بعد از هفده هفته می تواند خواب هم ببیند ـ آیا میدانستید که گربه و سگ پنج نوع گروپ خون دارند در حالیکه انسان چهار نوع گروپ خون داد ـ آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری رنگ می بیند ـ آیا میدانستید که 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد ـ آیا میدانستید که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند تا سرعت 200 کیلو متر در ساعت پرواز کند آیا میدانستید که در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال میشود در آن باران نباریده ـ آیا میدانید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی استند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را ببینند ـ آیا میدانستید که میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند برای تولید برق مورد نیاز تمام کشور های جهان برای مدت یک ملیون سال کافی است ـ آیا میدانستید که دریای در کمبوج است که شش ماه از شمال به جنوب و شش ماه دیگر از جنوب به شما آب در آن جریان دارد ـ آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ـ آیا میدانستید که شبکه چشم انسان 135 ملیون سلول احساس دارد که مسسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارند ـ آیا میدانستید که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ـ آیا میدانستید که تنها موجود ایکه میتواند به پشت بخوابد انسان است ـ آیا میدانستید که چشم سالم انسان میتواند ده ملیون رنگ مختلف را ببیند و از هم دیگر جدا نماید ـ آیا میدانستید که همه نوزادان میگو نر متولد میشوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل میشوند ـ آیا میدانستید که تعداد افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی استند که در اثر مار گزدگی میمیرند ـ آیا میدانستید که حس بویایی خرس تقریباً صد برابر قوی تر از حس بویایی انسان است |+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 10:23
تنهایی (soledad)
این مطلبو من ننوشتم .ولی منم تو یه بازهای به دوستام حسابی وابسته بودم .حسابی شاد بودم با دوستام خیلی بهم خوش می گذشت. تا اینکه یه روز یه اتفاقی افتاد.انقدر ناراحت بودم که انگار تو زندگی شکست خوردم ولی الان که فکر می کنم می بینم که اصلا مسئله مهمی نبود. حالا یه تصمیم گرفتم که دیگه هرگز با کسی زیاد صمیمی نشم.این همان نتیجه ایست که خیلی از بزرگان بهش رسیدن .از ائمه (ع) گرفته که سنبل بزرگی و مردانگی هستند تا هیتلر که چنان کرد.
دیروز به یک بنده خدایی گیر دادم که چرا برنامه های زندگیت را وابسته کردی به حضور یک ادم حالا که دارم برنامه را ردیف می کنم باد گذشته دور افتاده ام... روزهایی که او بود... روزهایی که حوصله اش از بودن با من سر میرفت و هی می گفت که من زدم بیرون!... با گردنی کج نگاهش میکردم و میگفتم باشه... هیچ وقت نفهمید که حضورش چقدر برام مهمه!... صدای تق و تق کفشاش نفس های منو تنظیم میکرد... و عطرش منو به شعف می اورد!... وقتی از خانه میزد بیرون منم میافتادم رو تخت... صبر میکردم تا دوباره صدای پاش یباد... تا دوباره منم بتوانم نفس بکشم... امروز که دیگه نیست حتی دلتنگش هم نیستم... نه از دستش ناراحتم و نه دیگه بهش فکر میکنم... اون باعث شد تا کودکی من کوتاه بشه... و پیری من سریع تر... از این بابت خوشحالم... حالا بلدم که نفسم را با ارزوهایم هماهنگ کنم... و هر وقت فکر می کنم که این کار سخته به داغ روی دستم نگاه می کنم... همین یک نگاه برای من کافی است! |+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 21:41
با تو هستم کوچولو!
به یکی گفتم: "سلام کوچولو!"... گفت با منی!... گفتم اره... بلافاصله خودش را صاف و صوف کرد و گفت: "میدانی چند سالم است؟"... گفتم: "کی اهمیت میده!... مهم این است که ادم با حالی هستی... برای همینم کوچولویی!" نمی دانم دقت کردید یا نه... ولی بیشترین تصاویر عیسی مسیح یا در حین مصلوب شدن است یا در وقتی که کودک بود و در اغوش مریم مقدس (بیخیال شام اخر)... منظورم تقدس دادن به عیسی نیست... منظورم زیبایی کوچولو بودن است... سالها... نمی دانم... شایدم ماهها قبل دوستی داشتم که اونو هم کوچولو صداش میکردم... همیشه هم بهش بر میخورد و شاخ و شانه میکشید... منم که لجباز و اذیت کن... گیر داده بودم به این لقب... اخرش یک بار اومد جلوم و گفت: "اگه یکبار دیگه بهم بگی کوچولو میگذارم میرم!"... گفتم:"اگه این کار را بکنی اون وقت قبول دارم که بزرگی... چون خیلی ضد حال و مزخرف میشی!"... یکم نگاهم کرد و گفت: "ببین اینا که گفتی تعریف بود یا فحش!"... گفتم: "نظر تو چیه کوچولو؟" |+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 21:31
خزعبلات
نمی دانم... از اون شب های است که اصلا حال و حوصله اپدیت کردن ندارم... نگاهم به قلم شبیه نگاه یک زن است به هووش!... دوست دارم دراز بکشم و به سقف خیره بشم... دوست دارم هیچ کاری نکنم... ولی این کرختی برای من ازار دهنده است.
چند روز قبل داشتم برای خواهرم نامه می نوشتم... گفتم که دوست دارم تو مسیر زندگیم به جایی برسم که فاوست رسید... دوست دارم یک پیشنهاد وسوسه کننده از شیطان بگیرم... حاضرم با کمال میل روحم را تقدیمش کنم... و تنها چیزی که در برابرش ارش میخوام... شناخت خودم است... به هر دری میزنم تا خودم را بشناسم... ببینم کیه که پشت این هیکل بیقواره قایم شده... کیه که اینقدر نا ارام در من تکان میخوره... خسته ام... خیلی خسته! چند وقتی ات که نوشته های چند دوست را دنبال می کنم... به نکته جالبی در مورد وبلاگ نویس ها رسیدم... چیزی که ما مینویسیم الزاما پنجره ای رو به زمان حال ما نیست... گاهی یک برداشت خیلی سریع ذهنی است از گذشته... گاهی یک خیال دور و دراز است برای اینده...و... توی اکثر نوشته ها زمان حال و اتفاقاتش گم است... ما عادت داریم از زمان حال وقتی حرف بزنیم که اسمش شده گذشته... عجب ادمهایی هستیم ما شرقی ها! باشه قلم عزیز... اتش بس!... نه من با تو دیگه کاری دارم... نه تو به من گیر بده...
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 21:15
دانستني هايي كه شايد نمي دانستيد
دانستني هايي كه شايد نمي دانستيد *هر تكه كاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا كرد. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 18:34
آى آدما
آي آدمها لحظه اي درنگ ....
در كجاي اين كره ي خاكي نفس مي كشيد؟ آي آدمها اين است عصر فن آوري و اطلاعات؟ اين است دهكده كوچك جهاني؟ ...... ؟
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 17:15
مرد یا زن
چند دلیل محکم برای این که به مرد بودن خود افتخار کنید!!!
چند دلیل محکم برای این که به زن بودن خود افتخار کنید!!!!
|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 17:9
آینشتین
هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت آینِشتاین
خبرگزاري انتخاب : سمیه صالحی؛ هشت موضوع شگفت انگيز از زندگی آلبرت انیشتن، که شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگی ما مي دانيم که انيشتن اين فرمول[e=mc2] را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چيز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت مورد،شگفت زده کنيد! از اين مطالعات دريافت مي شود که مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادی سلولهای گليال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنين مغز انيشتن مقدار کمی چين خوردگی حقيقی موسوم به شيار سيلويوس داشته، که اين مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بايکديگر فراهم مي سازد.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 11:33
ایران و ایرانی
مسلما همه ما می دانیم که اسلام کاملترین دین است. ما در این مقاله قصد داریم فقط گوشه ای از تاریخ ایران را به شما عزیزان نشان دهیم. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 6 آبان1386 ساعت 10:59
ملاقات با خدا(اگه متن اصلیشو خواستید بگید براتون بذارم)
حرف های خدا خواب ديدم که باخداحرف مي زنم.
خدابه من گفت:(دوست داري با من حرف بزني؟)
گفتم:اگروقت داشته باشي؟
خداگفت:زمان براي من آغاز وپاياني ندارد. سؤالت را ازمن بپرس؟ پرسيدم: چه چيز بشر بيشتر تو را شگفت زده مي کند؟ خدا پاسخ داد:((اين که آنها ازکودک بودن خود خسته مي شوند وبراي بزرگ شدن شتاب مي کنند.سپس دوباره آرزوي کودک بودن را درسرمي پرورانند. اين که آنها سلامتي خود را ازدست مي دهند تا پول بدست بياورند. سپس پول خود را ازدست مي دهند تا سلامتي شان رابازيابند. اين که آنها با شگفتي درباره آينده فکرمي کنند وحال رابه دست فراموشي مي سپارند، اينگونه هم زندگي حال را از دست مي دهند وهم زندگي آينده را. اين که آنها به گونه اي زندگي مي کنند که انگارهرگزنخواهند مُرد وآنها مي ميرند درحالي اصلا زندگي نکرده اند.) ازخدا پرسيدم: چه تعاليمي براي بندگانت داري؟ اوپاسخ داد:((اينکه آنها نمي توانند کسي را وادارکنند که دوستشان بدارد.آنچه آنها مي توانند انجام دهند اين است که خودشان عشق بورزند. اين که باارزش ترين چيز در زندگي شان اين نيست که چه چيزي دارند بلکه اين است چه کساني را دارند. اين که مقايسه کردن خودشان با ديگران کار درستي نيست.همه انسانها براساس شايستگي هاي خود مورد قضاوت قرار گرفته وهرگزبا يکديگر مقايسه نمي شوند. اين که ثروتمند ترين انسان به كسي مي گويند که احتياجش ازهمه کمتر است نه کسي که از همه بيشتر دارد. اين كه برجاي گذاشتن زخم هاي عميق برپيکرکساني که دوستشان دارند، زمان زيادي نمي برد.اما التيام يافتن اين زخم ها،سال هاي سال به درازا مي انجامد. اين که آنقدر بخشيدن راتمرين کنند،تا بخشش رافراگيرند. اين که کساني هستند که آنها را ازصميم قلب دوست دارند اما به سادگي نمي توانندعلاقه خود را ابرازکنند. اين که با پول مي توان هرچيزي راخريد جزخوشبختي را. اين که دونفرمي توانند درچيزي يکسان نظر بياندازند؛اما آن چيز را هرگز يکسان نبينند. اين که دوست واقعي کسي است که هرچيزي را دربارۀ آنها بداند و همواره دوستشان بدارد.
اين که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند؛خودشان هم بايد خودشان را ببخشند |+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 6 آبان1386 ساعت 10:41
7روش برای بالا بردن اعتماد بنفس!
1- همیشه در ردیف جلو بنشینید. |+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 6 آبان1386 ساعت 10:28
ارواح
|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 5 آبان1386 ساعت 21:23
|